هرات باستان

null

هِرات دومین شهر بزرگ افغانستان و مرکز ولایت هرات است که قطب صنعتی افغانستان بشمار می‌آید. هریرود از کنار این شهر می‌گذرد. هرات با نفوس 349٫000 نفر (برآورد رسمی سال 2006)، دومین شهر پر نفوس افغانستان است. و همراه با کابل، قندهار ، مزار شریف وننگرهاریکی ازپنج شهر بزرگ افغانستان به‌شمار می‌آید. باشندگان اصلی هرات به زبان پارسی با لهجه هراتی سخن می‌گویند. هرات را در گفتار‌های ادبی و رسمی هرات باستان می‌گویند. این شهر از بابت مناره‌ها و معماری‌های عالی و مجلل خود شهرت دارد و در گذشته یکی از مراکز عمده آموزش شمرده می‌شد.

به اوستایی: هَرَئیووا (Haraēuua)، در فَرگَرد نخست وندیداد اوستا

به پارسی باستان: هَریوا (Haraiva)، در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی

به پارسی میانهٔ ساسانی: هریو، در سنگ‌نبشته‌های ساسانی

در دورهٔ اسکندر مقدونی: اسکندریه آرئیا (Alexandria Areia)

به یونانی: آرئیا (Areia)

به لاتینی: آریا (Aria)آید.

هرات پیش از کشف اقیانوس هند در گذرگاه جاده ابریشم قرار داشت. و نقش بزرگ را در تجارت میان شبه قاره هند، شرق میانه، آسیای مرکزی و اروپا بازی می‌کرد. هرات از لحاظ موقعیت جغرافیایی در طول تاریخ بستر مناسب تلاقی مدنیت‌های شرق و غرب نیز به شمار می‌رفت. ازینرو هرات یکی از گهواره‌های تمدنی تاریخ پر بار خراسان شناخته می‌شود. در گذشته‌های دور گفته می‌شد که «جهان اقیانوسی است و دراین اقیانوس مرواریدی هست و آن مروارید هرات است.». هرات در فَرگَرد نخست وندیداد اوستا بنام هَرویو (Harôyu) آمده‌است که «ششمین سرزمین و کشور نیکی که من، اهورامزدا، آفریدم هرویو و دریاچه‌اش بود.» ”

هروی‌ها (به یونانی: آرین‌ها) دسته‌ای از تیره‌های آریایی بودند که در هزارهٔ دوم پیش از میلاد٬ زادبوم خود در آسیای مرکزی را رها کرده و از ناحیهٔ رودخانهٔ آمودریا (اکسوس یا جیحون) و در سرزمینی بارور، پیرامون هریرود (به لاتینی: Arius) جای گرفتند. نام سرزمینشان را به نام این رودخانه، هریوا نامیدند، که کم و بیش با ولایت هرات امروزین همانند است.

در سده‌های واپسین هفتم و آغازین ششم پیش از میلاد٬ هریوا بدست مادها افتاد و پس از انقراض مادها بدست کورش بزرگ، یکی از ساتراپی‌های هخامنشیان بشمار می‌رفت. مرکز فرمانروایی هخامنشیان در قصری در شهر آرتاکوانا بود. در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی٬ هریوا (Haraiva) در فهرست ساتراپی‌های هخامنشیان آمده‌است

به قول مورخ یونانی هرودت، اسکندر مقدونی در 330 قبل از میلاد، آرتاکوانا مرکز ساتراپی هریوه را گشود. وقتی اسکندر به این شهر آمد، آرتاکوانا شهر آباد و مرفهی بود. ساتراپ (والی) هریوه در آن زمان ساتی برزن نام داشت. اگر چه باشندگان هریوا بسختی مقاومت کردند اما سپاهیان اسکندر موفق به فتح شهر شده و آن را ویران و بسیاری از باشندگان آن را بقتل رسانیدند. اسکندر پس از تصرف شهر، در آنجا دژی برای نظامیان خود ساخت که بقایای آن هنوز باقی است. هدف از ساختن این دژ، حفظ نظامیان از شورش احتمالی مردم شهر بود. اسکندر سپس شهر را دوباره آباد کرد و نامش را «اسکندریه آرئیا» نهاد و باشندگان بازماندهٔ آرتاکوآنا را بدین شهر که هرات امروزین باشد تحویل کرد.

بعد از مرگ اسکندر (در سال 323 ق.م.)، هریوا جزئی از قلمرو سلوکیان درآمد. تا اینکه بعد از سال 240 ق.م. دو سرزمین همسایهٔ هریوا یعنی باختر و پارت از اربابان مقدونی مستقل شدند. دراین زمان هریوا جزئی از قلمرو دولت یونانی باختری نوبنیاد درآمد. در بین سال‌های 208 و 190 ق.م. آنتیوخوس سوم (ملقب به کبیر) پادشاه سلوکی توانست قلمروش را تا سرزمین‌های شرقی گسترش دهد و دوباره هریوا بدست سلوکیان افتاد.

هرات در دورهٔ ساسانیان در سنگ‌نبشته‌ای در کعبه زردشت واقع در نقش رستم بنام هریو یاد شده‌است. در دورهٔ ساسانی از مراکز مهم نظامی و منطقه مرزی در مقابله با هیاطله بوده‌است. پیش از حملهٔ اعراب مسلمان به خراسان دارای اقلیت مسیحی نستوری بود. این شهر مرکز شراب سازی هم بود. در سال 31 ه.ق. (حدود 650 م.) یا کمی پس از آن باوجود مقاومت سرسختانهٔ هروی‌ها، شهر به دست اعراب مسلمان فتح شد. در دورهٔ اعراب، یعنی در قرون وسطی، هرات همراه با نیشابور، مرو و بلخ یکی از چهار قسمت (چهار ربع) خراسان بود و بزرگترین شهر باستانی سلطنت‌های خراسان شد.

هرات را دل خراسان نیز خوانده‌اندبیهقی در تاریخ خود می‌گوید: «در سنه ثمان و اربع مائه فرمود ما را تا هرات رفتیم که واسطه خراسان است». در نزهة‌القلوب حمدالله مستوفی آمده‌است: «هرات هوایی در غایت نیکویی و درستی دارد، و پیوسته در تا بستان شمال وزد و در خوشی آن گفته‌اند: اگر در سرزمینی خاک اصفهان و باد هرات و آب خوارزم گرد آیند مرگ در آنجا بسیار کم است… در این شهر در حین حکومت ملکان غور دوازده هزار دکان آبادان بوده و ششهزار حمام و کاروانسرا و طاحونه و سیصدوپنجاه‌ونه مدرسه و خانقاه و آتش‌خانه و چهارصدوچهل‌وچهارهزار خانه مردم‌نشین بوده‌است… مردم آنجا (هرات) سلاح‌ورز و جنگی و عیارپیشه باشند و در آنجا قلعه‌ای محکم است و آن را شمیرم خوانند. بر دوفرسنگی شهر بر کوه آتشخانه‌ای بوده‌است که آن را ارشک گفته‌اند. و این زمان قلعهٔ امکلجه میگویند و مابین آتشکده و شهر، کنیسهٔ نصاری بوده‌است». این شهر هم مرکزی برای مسیحیت تحت نفوذ کلیسای نستوری و هم پایگاه مهم تصوف، یعنی نظریه زاهدانه اسلام به شمار می‌رفت. افرادی از پیروان «نقشبندیه» و «چشتیه»، انجمنهای اخوت صوفیه به مقامات وزارت و صدارت عظمی رسیده‌اند.

هرات مثل اکثریت مناطق دیگر خراسان با هجوم مغول در 1222 م. از بنیاد ویران شد و بیش از نیمی از اهالی بومی آن قتل عام و یا آواره شدند. هرات بین سالهای 643 تا 784 ه‍.ق. پایتخت دودمان آل کرت بود. تیمور در سال 784 هرات را گشود و آل کرت را نابود ساخت. در جریان این حمله هرات بار دیگر ویران و هزاران نفر کشته شدند. شاهرخ فرزند تیمور و همسرش گوهرشاد بیگم پایتخت تیموریان را در سال 1401 م از سمرقند به هرات منتقل کردند.

هرات در دوره تیموریان به اوج رونق رسید و سده پانزدهم میلادی دوران طلائی هرات بود. زیرا هرات دراین دوران از لحاظ پرورش نقاشان، معماران و موسیقیدانان خود به عنوان «فلورانس آسیا» شهرت پیدا کرده بود. در آن زمان مساجد و کاخ‌های زیبا و مجللی ساخته شد که تا این زمان زینت بخش این شهر است. از جمله مجموعه مصلای هرات، یک مدرسه و مسجدی که دوازده مناره در اطراف خود داشت بیشتر قابل ملاحظه‌است. از این مجموعه که به دستور گوهرشاد بیگم بنا شده بود، حالا تنها پنج مناره باقی مانده‌است.

یکی‌از شاهزادگان‌تیموری‌به‌نام‌بایسنقر میرزا که‌خطاطی‌هنرمند بود، سرپرستی‌امور هنری‌را در شهر هرات‌در دست داشت. در آن‌زمان‌، شهر هرات‌مرکز تجمع‌هنرمندان‌شده‌بود و معروف‌است‌که‌فقط‌در یک‌آموزشکدهٔ نقاشی‌، شصت‌استاد به‌تعلیم‌هنرجویان‌و انجام‌سفارشات‌محوله‌اشتغال‌داشتند. معروفترین‌استادکاران‌مکتب‌هرات‌ (کمال‌الدین بهزاد ) است‌که‌کتاب‌مصور و معروفی به‌نام‌ظفرنامه‌تیموری‌ دارد. امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا که خود نیز نویسنده و شاعر بود به تشویق هنرمندان و ادیبان و ساختن بناهایی در هرات می‌پرداخت.

در 1506 شیبانیان (ازبکان) آسیای مرکزی بر شمال افغانستان و هرات مسلط شدند. اندکی بعد هرات بدست صفویان افتاد. در دوران صفوی هرات مهم‌ترین شهر و مرکز خراسان محسوب می‌شد و همواره مورد طمع ازبکان بود حتی چندبار این شهر به دست ازبکان افتاد. اما سلطه ازبکان بر این شهر به صورت کوتاه مدت بود و آنها از دوره‌های فترت در اوایل سلطنت شاه طهماسب اول و اوایل سلطنت سلطان محمد خدابنده و شاه عباس اول استفاده کردند و هر بار برای مدت کمی این شهر را در اشغال داشتند. گفتنی است شاه عباس کبیر در این شهر به دنیا آمد و تا پیش از به سلطنت رسیدن در این شهر زندگی می‌کرد.

هرات شهری باستانی است و بناهای تاریخی بسیاری دارد. اسکندر مقدونی، ارگ هرات را که به قلعه اختیار الدین هرات مشهور است، ساخته‌است و بنای عظیم آن اکنون یکی از کهن ترین و زیبا ترین اماکن هرات است. فارس‌ها، ترک‌ها، مغول‌ها و ازبک‌ها برای تسخیر این قلعه جنگیده‌اند.

مسجد جامع بزرگ شهر هرات نیز که به پنجمین مسجد جامع بزرگ جهان شهرت دارد یکی از شگفتی‌های این مرز و بوم است. ساختمان این مسجد به این دلیل که پیش از اسلام نیز عبادتگاه آریایی‌های یکتاپرست بوده، بیش از 1400سال قدمت دارد و مساحت آن به 46 هزار و 760 متر مربع می‌رسد. این بنای زیبا و شگفت انگیز که چند هزار سال قدمت دارد در سال 29 هجری بعد از گرایش مردم هرات به دین اسلام، از حالت ساختمان معبدی بزرگ به مسجد مسلمانان بدل شد. گذشته از ارگ هرات و مسجد جامع، گازرگاه شریف (آرامگاه پیر هرات)، شاهرخ میرزا، مناره‌ها، مسجد گوهرشاد بیگم و چشت شریف از جمله بناهای تاریخی هرات است. علاوه بر این مقبره‌ها و آرامگاه‌های مولانا، جامی، امام فخر رازی، شهزاده قاسم، شهزاده عبدالله، سلطان آغا، خواجه غلطان ولی، ملا واعظ کاشفی، ملا ناسفنج وسید عبدالله مختار، قدمت فرهنگی این شهر را به رخ هر بازدید کننده‌ای می‌کشد.

حوضها و آب انبارهای تاریخی شهر هرات نیز از مظاهر مهم معماری و تمدن این شهر به حساب می‌آمده‌اند. از نظر فن معماری و ارزشهای تاریخی‌، آب انبارهای هرات‌، به مهم‌ترین بناهای تاریخی این شهر، همچون مساجد و مزارات آن پهلو می‌زند. از دیگر آثار تاریخی هرات پل مالان است که یکی از بناهای تاریخی هرات و از پلهای زیبا و تاریخی افغانستان میباشد که بر روی رودخانه هریرود در منطقه مالان ساخته شده‌است. این پل در سال ۵۰۵ هجری قمری (برابر با 1110میلادی) و در زمان سلطان سنجر سلجوقی به همین شکلی که اکنون هست، با اندک تفاوت، ساخته شد.

هرات دارای چهار کنیسه بنام آشور، غول، یوآو و چهارمی بدون نام، واقع در شهر قدیم بوده. بعدها کنیسه آشور تبدیل به مکتب و کنیسه غول به عنوان مسجد حضرت بلال نام گرفت،

آثار تاریخی هرات

دژ اختیارالدین

دژ اختیارالدین نخستین دژ استوار منطقه هرات در افغانستان است که اهالی آن به راهنمایی شمیره دختر فریدون به منظور رهایی از چیرگی و باجگیری دشمن آباد کردند. در سدهٔ چهارم پیش از میلاد در پی تهاجم اسکندر مقدونی ویران ولی پس از آن به فرمان خود او ازنو آباد شد. این دژ دوباره در اثر هجوم چنگیز ویران ولی بعدآ در عصر فخرالدین (۶۸۷ – ۷۰۶) توسط وزیرش اختیارالدین آباد شده و بنام وی نامیده شد. در سال (۸۱۰) دوره شاهرخ فرزند تیمور لنگ که پایتخت خراسان را از سمرقند به هرات انتقال داد علاوه بر ترمیم ویرانی‌های گذشته به استوارسازی و آراستن این دژ نیز پرداخته شد

نمازگاه‌های هرات

درسال ۸۱۳ ه ق عصر تیموریان هرات شاهرخ فرزند تیمور که پایتخت خراسان را از سمرقند به هرات انتقال داد به منظور پیشبرد دانش و پیشه‌ها و هنرهای ظریف بناهای عمارات معروف به مصلی‌های هرات آغاز شد. مصلی‌های هرات متشکل است از گنبد گوهر شاد، منار مدرسه گوهر شاد، منار مسجد جامع گوهر شاد، چهار منار مدرسه سلطان حسین، آرامگاه امیر علی شیر نوایی موجود است که دراثر جنگ‌های چندین ساله و اوضاع جوی آسیب دیده است.

مکانهای تاریخی هرات

پل مالان٬ اثری تاریخی و دیدنی در هرات

مصلای هرات٬ اثری دیدنی بجا مانده از دوران تیموریان در هرات

مسجد جامع خرقه مبارکه٬ مسجدی دیدنی در منطقه پایحصار هرات

هرات شهری باستانی است و بناهای تاریخی بسیاری دارد. اسکندر مقدونی، ارگ هرات را که به قلعه اختیار الدین هرات مشهور است، ساخته‌است و بنای عظیم آن اکنون یکی از کهن ترین و زیبا ترین اماکن هرات است. فارس‌ها، ترک‌ها، مغول‌ها و ازبک‌ها برای تسخیر این قلعه جنگیده‌اند. در اواخر دوره محمد ظاهر شاه و دوران سردار داود خان، بودجه‌ای برای بازسازی آن اختصاص دادند که در پایان دوره داودخان دوباره احیا و بازسازی شد. برج و باروهای بزرگ این قلعه از دوردست‌ها دیده می‌شود.

تاریخ کهن مسجد جامع هرات

مسجد جامع بزرگ شهر هرات پنجمین مسجد جامع بزرگ در جهان می باشد این مسجد جامع بیش از 1400 سال قدمت دارد و مساحت آن به 46760 متر مربع می رسد.

مسجد جامع بزرگ هرات از جمله آثار تاریخی افغانستان می باشد.این بنای زیبا و شگفت انگیز در طول چندین هزار سال قبل از اسلام عبادتگاه آریائی های یکتا پرست بوده است. در سال 29 هجری بعد از گرایش مردم

اسلام، این معبد بزرگ به مسجد مسلمانان مبدل گشت. هرات به دین

برای کسی که ساکن هرات نیست مسجد جامع هرات بر علاوه کشش مذهبی کشش های دیگری نیز دارد

هر کسی که بار اول این مسجد را

می بیند در نظر اول مبهوت عظمت و معماری این مسجد خواهد شد. نقش و نگارهای پر رنگ و کاشی های معرق هفت رنگ ایوان ها وگلدسته های کاشی کاری شده حتی در نگاه شهروند هراتی نیز جالب وجذاب می باشد.

آقای ایام الدین اجمل آمر آبدات تاریخی هرات می گوید: این مسجد قبل از اسلام نیز در قالب یک معبد در همین مکان وجود داشت. البته خیلی کوچکتر از حالا و به شکل چوبی آن؛ “مسجد جامع بزرگ شهرهرات قبل از اسلام در همین ساحۀ ساختمان موجود بوده که قدامت آن به سه هزار قبل از امروز می رسد که قبلا یک ساختمان کوچک چوبی بوده در طول تاریخ معبد آریای یکتا پرست بوده درسال بیست ونه هجری قمری وقتی که دین اسلام وسعت پیدا می کند در خراسان و هرات این ساختمان چوبی تزیین کاری که است قبلا معبد بوده و بعدا به مسجد مسلمانان تبدیل می شود که این ساختمان تاسال 4014 هجری قمری مسجد بوده اکثریت شخصیت های بزرگ جهان اسلام در این مسجد تدریس می کردند از آن جمله حضرت خواجه عبدالله انصاری و خواجه محمد تاکی.”

آقای اجمل می افزاید: مسجد جامع هرات در طول تاریخ فراز و فرود های زیادی را به خود دیده است. چندین بار تخریب و دوباره ساخته یا ترمیم شده است وی میگوید : درسال 414 هجری قمری نیمی از مسجد که غالبا با چوب پوشیده شده و رنگ آمیزی شده بود در آتش سوخت ولی به همت خواجه محمد تاکی و همکاری مردم دوباره ترمیم گردید و حدود دوقرن بعد به اساس مشورت شیخ الاسلام فخرالدین رازی به دستور سلطان غیاث الدین غوری به شکل کنونی با استفاده از خشت پخته، تزئینات و کاشی های فیروزه ای بنا گردید که با مرگ سلطان، پسرش سلطان محمود بعضی ازکارهای باقی مانده از زمان پدرش را به اتمام رسانید.

بنا به اظهارات آقای اجمل، این مسجد تاریخی در زمینی به مساحت اضافه از 46 هزارمترمربع اعمارگردیده که مشتمل بر 460 گنبد، 130رواق،444 فیل پایه، دوازده گلدسته، چهار ایوان، چهار دروازه، چهار کتیبه بزرگ مزین با آیاتی ازقران ، اشعار عرفانی عرفا و شاعران بزرگ، سه سراچه، یک منبر سنگی، کتابخانه (شامل چهار هزار جلد کتاب) و وضوخانه می باشد که در زیباترین محل شهرقدیم هرات موقعیت داشته و در یک زمان گنجایش بیش از یک صد هزار نمازگزار را دارد.

به گفته وی گلدسته های مسجد که برای رساندن صدای اذان به گوش مردم ساخته شده، بین17تا 36متر ارتفاع،7 تا 10 متر قطر داشته راس هرکدام دارای هشت رواق بوده که بام شان با کاشی فیروزه ای تزیین یافته است.

آمر آبدات تاریخی می گوید: ساختمان فعلی مسجد جامع براساس معماری عصر تیموری ها بنا شده است و ترمیماتی هم که در این اواخر بر آن صورت گرفته با اسلوب و معماری عصر تیموری ها همخوانی دارد. “خود مسجد شباهت به ساختمان یا بناهای دورۀ تیموری ها دارد چون در دوره تیموری ها هنرهای زیادی در هرات رشد کرده بود که از آن جمله هنر معماری، ساختمان سازی در هرات رشد بسزای کرده بود. مهندس های مجرب در اینجا کار می کردند که خود ساختمان از جمله بناهای دوره تیموری است مساجد که بعدا در دوره تیموری ها و بابرهای هند ساخته شد در اکثر نقاط مختلف جهان از آن جمله در ایران، سمرقند، هند، شباهت زیادی با ساختمان مسجد جامع شریف و همچنان کاشی های که در مسجد جامع شریف دیده می شود خود هنرکاشی سازی یادگاری از دوره تیموری ها است کاشی هفت رنگی و کاشی معرق”

با توجه به روایات تاریخی، در سال 707 هجری سلطان غیاث الدین کرت خرابی های را که با حمله مغول ها در سال 818 هجری به مسجد رسیده بود تعمیر نموده و مدرسه یی بنام غیاثیه در شمال مسجد جامع ایجاد نمود. بیست و پنج سال بعد در زمان فرمانروایی ملک معزالدین کرت بعد ازافزودن تزئینات، خانقاهی برای صوفیان نیزساخته شد. صد سال بعد در دوران زمامداری شاهرخ میرزا (از شاهان تیموری ) با استفاده از انکشاف و تکامل صنعت کاشی، معرق و خطاطی، رواق ها و دیوارهای مسجد به نقش و نگارهای رنگارنگ تزیین گردید.

در سال 777 هجری در زمان ملک غیاث الدین آخرین ملک آل کرت از دارایی شخصی بنام علی بن محمد، دیگ برونزی زرکوب شامل بر هشت حصه ساخته شد که بعد از منبت کاری و نقش اندازی وقف مسجد جامع گردید. در عین زمان دیگ برنزی دیگری توسط هنرمندان هرات ساخته شد که اکنون در موزیم ارمیتاژ شهر لیلینگراد روسیه نگهداری می شود و در قرن دهم هجری در زمان سلطان حسین بایقرا و وزیراو امیرعلی شیرنوایی، ایوان بزرگ مقصوره مجددا تعمیر و تمام جدارها و رواق های مسجد به ستون ها و سنگ های گرانبها آراسته شد .

آقای ولیشاه بهره رییس فرهنگ وجوانان ولایت هرات در زمینه تاریخ مسجد جامع هرات می گوید: درسال 1324 هجری به همت عبدالله خان ملکیار نایب الحکومه هرات، جاده های وسیع به اطراف و باغی به وسعت بیش از 25 هزار متر مربع در سمت شرق مسجد ایجاد شد. “در زمان محروم عبدالله خان ملک یار در سال 1124 یک عصری تلقی کنیم که در حقیت هرات را می توانیم به معابد، مساجد، اماکن آبدات تاریخی قلمداد بکنیم و عبدالله خان ملک یار ضمن این که تمام اطراف مسجد و خانه های مردم را خریداری می کند به پارک و جاده ها تبدیل می سازد شما دید این گلدسته ها که است احیای هنرکاشی کاری است ضمن این که کاشی کاری از زمان غوری ها و تیموری ها در این جا بصورت ابتدایی بوده فراز و نشیب های تاریخ باعث شده که به رکود مواجه شود و عبدالله خان ملک یار در احیای مجدد این ارزش ها بخصوص هنر کاشی کاری واقعا عزم و همت فرهنگ دوستانه می کند و کارگاه کاشی کاری را که در سال 1324 شمسی در شهر هرات تاسیس می کند تا امروز پا برجا است هر روز ببینید که این ها نمونه کار دارند و نصب اماکن می کنند”

آقای بهره می گوید: مسجد جامع در گذشته تنها یک مکان برای عبادت و نماز گذاری نبود بلکه بزرگترین مدرسه علمی و دینی نیز در همین جا قرار داشت او می گوید: بزرگترین عالمان و روحانیون و عرفای آن زمان در این مسجد یا درس داده اند یا درس خوانده اند. آقای بهره گفت: هر چند این مسجد در طول تاریخ همیشه مورد ترمیم و بازسازی قرار گرفته ولی دو نقطه در این مسجد قدیمی ترین نقاط این آبده اند.

“اولین چیزی که بسیار حایز ارزش است و حفظ شده توسط پروژه بین المللی دروازه ورودی مسجد جامع شریف است که فعلا مسدود شده بخاطری که رفت وآمد نشود و قسمت بالای این مسجد پوش فلزی شده بخاطر جلوگیری از باد و باران، سرما و دومین چیزی که داریم ایوان مسجد جامع است که این از جمله عجیبه های هنر معماری حتا جهان است با این عظمت فکرکنیم در هشت صد سال قبل این کار، کاری بوده که از روی اخلاص شده است اگر چه در این خسارات یا ضررهای وارد شده مگر به همت دولت مردهای بعدی هرکس کوشش کرده و این دو نقطه از جمله جاه های بسیارتاریخی هرات است خانقای داریم بنام حضرت امیر سیدکلال، خواجه عبدالله احرار و محراب داریم بنام محراب حضرت جهانی.”

به گفته آمر آبدات تاریخی هرات، هفت سال قبل کار سنگ فرش نمودن صحن مسجد که با وقوع کودتای هفت ثور و شروع جنگ ها نیمه تمام مانده بود از بودیجه آبدات تاریخی هرات مجددا آغاز گردید و اکنون برای حفظ، ترمیم و مرمت این بنای تاریخی و عبادتگاه بزرگ اسلامی چهار مهندس، شش استاد کاشی ساز و پنج استاد خوشنویس به وظیفه گمارده شده اند. در نزد مردم هرات روایتیست که گویا کار در مسجد جامع هرات هیچ گاه تمام شدنی نیست و اگر روزی کار مسجد جامع کاملا اکمال شود آن روز قیامت خواهد رسید

مسجد جامع گوهرشاد :
ساختمان های عصر تیموری نموداری گویایی از اوج هنر در آن عهد و پیشرفت ذوقی هنرمندان هرات است ، عالی ترین نمونه هنر معماری این عهد را باید مسجد گوهرشاد خاتون دانست ، که به نام بانی آن همسرشاهرخ ، مشهور شده است ، این مسجد با ابعاد 5/63× 116 از بناهای مجموعه مصلای هرات می باشد و ساختمان آن در اوایل سال 821 هجری قمری آغاز گردید و نزدیک به دوازده سال ساخت آن به درازا کشید ، این مسجد از شاهکارهای معمار نامدار عصر تیموری ، استاد قوام الدین شیرازی است .

آثار تعمیرهایی که در کتیبه های گوناگون این مسجد به گوش می خورد ، حکایت از دگرگونی های اوضاع و نابسامانیهای مردم خراسان دربرابر هجوم ازبکان می کند ، ایوان باشکوه و کتیبه کاشی آن که ظاهرا به خط بایسنقر میرزا بروی زمینه آبی رنگ با حروف سفید نوشته شده است عالی ترین نمونه هنر کاشی سازی و خوشنویسی ، هردو را نشان می دهد ، نقش های زرد روشن و تضاد آن با سبز تیره رنگ که بعدا در اصفهان و سایر شهرها رواج یافت ، بروی گنبد پیازی شکل این مسجد تاریخی ، دلفریب و خیال انگیز است (12)
آرایش فضای آستانه ورودی این مجموعه کاملا از نوع بناهای تیموری است که حیاط در وسط عمارت قرار دارد ، به احتمال قوی کاشی کاری معرق این مسجد پس از مرگ گوهرشاد توسط سلطان حسین بایقرا صورت پذیرفته است ( 13) .

گازرگاه ، مرقد خواجه عبدالله انصاری :

مزار خواجه عبدالله انصاری در منطقه ی گازرگاه هرات با ابعاد 84×51 متر واقع شده است ، این بنا درسال 832هـ ساخته شده است ، و لحاظ طاق وتویزه با مزار شیخ احمد جام و از نظر طرح و پوشش تزیینی به شیوه طاق زنی قابل مقایسه با مدرسه غیاثیه خرگرد خواف و مسجد گوهرشاد هرات می باشد .( 14 )

در تزیینات این بنا کمال دقت بکار برده شده است ، که تمام بنا در سراسربخشهای گوناگون احساس وحدتی داده می شود ، همان ازاره ی مرمرمعرقی که بروی نما قرار گرفته است در اطراف سردر ورودی بچشم می خورد ، و همه حیات را دور می زند ، همان قسمتهای نمایان قوسهای حیاط با یک نوع طرح ستاره ای با شیوه ترصیع تزیین گشته ، این طرحهای تزیینی از صفحات کاشی معرق که در داخل یک زمینه سفال بی لعاب کارگذاشته شده تشکیل گردیده است ، (15 )

در مجموعه خواجه عبدالله انصاری در گازرگاه بناهای دیگر نیز واقع شده است که صرفا به ذکر نام آنها اکتفا می شود ، از جمله این بناها می توان به آرامگاه کوچک میرزا و خانقاه زرنگار خانه نیز اشاره کرد .

از آنجا که این مقاله در حدی نیست که بتوان به تمام بناهای دوره تیموری و یا توضیحات کامل آن اشاره کرد صرفا به اسامی تعداد دیگر از بناهای این دوره در هرات بسنده می کنیم . از جمله این بناها به زیارتگاه شیخ زین الدین خوافی ـ مسجد حوض کرباس ( غلور ) ـ زیارتگاه عبدالله بن معاویه ، آرامگاه عبدالله الوحید ( فیروزآباد هرات ) ، مجموعه سلطان حسین بایقرا شامل مدرسه و خانقاه ، زیارتگاه ابوالید ،( آزادان ) خانقاه غوردرویشان ، زیارتگاه امام شش نور می توان اشاره کرد .(16)

بی دلیل نیست ابن بطوطه شهر هرات را در دوره تیموری آبادترین شهر خراسان شمرده است ، شاهرخ مدت 43 سال ( 850 ـ 807 هـ) در این شهر پادشاهی کرد ، و درعوض این مدت از هیچ گونه کوش در راه ترمیم خرابی ها و تشویق فضلا و هنرمندان مضایقه ننمود و دراثنای این 43 سال که پسر ارشد شاهرخ ، الغ بیک حکمرانی می کرد ، سمرقند و هرات کانون علم و هنر دنیای اسلامی شد ، شعر دوستی و هنرپروری شاهرخ موجب رستاخیزی در هنر ایران عهد تیموری بود و هرات میعادگاه پیکرنگاران ، موسیقی دانان ، خوشنویسان ، معماران ، فلزکاران ، آبگینه و چینی و کاشی سازان گردید ، بزرگترین دانشمندان وریاضی دانان و اخترشناسان جهان اسلامی روبه سمرقند و هرات نهادند و در آنجا رصد خانه ی تاسیس شد که حداقل تا یکصد سال مهمترین مرکز اخترشناسی جهان بود.(17)

نوشتن پاسخ